ویدیوی سپهر بابا فقط یک صحنه گذرا در میان سیل فیلمهای اعتراضی نبود، بلکه لحظهای دلخراش و انسانی بود که وجدان عموم مردم را چه در داخل و چه در خارج از ایران تکان داد. پدری در میان اجساد جوانانی که با گلولههای رژیم کشته شده بودند، قدم میزند و با صدایی شکسته نام پسرش را صدا میزند: «سپهر بابا، کجایی؟» این التماس ساده به سرعت به نمادی از درد جمعی خانوادههای قربانیان و گواهی زنده بر بزرگی فاجعهای که با سرکوب اعتراضات همراه بود، تبدیل شد.
ویدیوی سپهر بابا
ویدیوی سپهر بابا به یکی از دلخراشترین لحظات اعتراضات تبدیل شد، جایی که پدری در میان اجساد سرگردان است و با صدایی گرفته پسرش را صدا میزند. این صحنه، تراژدی دهها خانواده را که عزیزان خود را از دست دادهاند و ساعتها و روزها از سرنوشت آنها بیخبر بودهاند، به تصویر میکشد. این ویدیو که به سرعت در رسانههای اجتماعی پخش شد، نه تنها وسعت فقدان را آشکار کرد، بلکه هرج و مرج و ترسی را که پس از سرکوب اعتراضات، کشور را فرا گرفته بود، آشکار کرد، زیرا خیابانها و بیمارستانها به صحنههایی برای جستجوی ناامیدانه کودکان گمشده تبدیل شدند.
با تشدید واکنش عمومی به این ویدیو، پرونده پیچیدهتر شد، زمانی که رسانههای رسمی تلاش کردند با تلفیق هویت مرد جوانی که پدر به دنبالش بود با هویت مرد جوان دیگری با همین نام، داستان را بازنویسی کنند. این دستکاری روایت رسانهای، ویدیوی سپهر بابا را از یک شهادت انسانی تکاندهنده به گواهی بر مبارزه بر سر حقیقت و فشار وارده بر خانوادههای قربانیان برای پذیرش روایتی رسمی که با حقایق مستند شده توسط شاهدان و ویدیوهای منتشر شده در تضاد است، تبدیل کرد.

دو ساحر چه کسانی هستند؟
این پرونده شامل دو مرد جوان با نام مشابه، “سپهر”، است که عمداً در رسانههای دولتی ایران با هم اشتباه گرفته شدهاند:
سپهر شکری
این همان مرد جوانی است که پدرش در ویدیوی بدنام “سپهر بابا” ظاهر میشود و پس از سرکوب تظاهرات، در میان اجساد معترضان به دنبال او میگردد. این ویدیو لحظهای دلخراش از پدری داغدار را نشان میدهد که پسر گمشدهاش را صدا میزند، صحنهای که به نمادی از رنج خانوادههای قربانیان اعتراضات تبدیل شده است.
سپهر ابراهیمی
جوانی ۱۹ ساله که در جریان اعتراضات در منطقه شهرک اندیشه تهران کشته شد. پس از روزها جستجو، خانوادهاش جسد او را پیدا کردند. پدرش را جلوی دوربین آوردند تا ادعا کند که پسرش توسط “منافقین” کشته شده است، در تلاشی برای پیوند دادن پروندهاش به ویدیوی “سپهر بابا” و تلفیق این دو روایت.
بنابراین، دو «سپهرین» دو جوان متفاوت هستند که هر کدام داستان خود را دارند، اما رسانههای رسمی سعی کردند این دو داستان را با هم ادغام کنند تا مسیر همدردی مردمی را تغییر دهند و افکار عمومی را گمراه کنند.

فشار و تهدید علیه خانوادههای قربانیان
ویدیوی سپهر بابا، رنج عظیم انسانی خانوادههای قربانیان اعتراضات را برجسته کرد، اما فشار بیسابقهای را نیز بر این خانوادهها آشکار ساخت. پس از وقایع ۸ و ۱۹ ژانویه، خانوادهها با تهدیدهای شدیدی از سوی مقامات مواجه شدند تا آنها را مجبور کنند پسران کشتهشده خود را به عنوان «عضو بسیج» معرفی کنند و گاهی مبالغ هنگفتی در ازای تحویل اجساد مطالبه میشد. در بسیاری از موارد، آنها تهدید میشدند که در صورت امتناع از پیروی از روایت رسمی، بقایای پسرانشان را تحویل نخواهند داد.

مطالعه بيشتر: بیانیه انجمن جامعه شناسی، افکار عمومی را متزلزل می کند
این ویدیو صرفاً صحنهای تکاندهنده نبود؛ بلکه به گواه زندهای از میزان دستکاری رسانهای و فشار روانی اعمالشده بر خانوادهها تبدیل شد. صداوسیما تلاش کرد داستان سپهر شکری، که پدرش در این ویدیو ظاهر میشود، را با داستان سپهر ابراهیمی تلفیق کند تا حقیقت را پنهان کرده و روایت رسمی را تغییر دهد.
