اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی، موضوعی است که این روزها به شدت در فضای کسبوکار و بازار کار مطرح شده و نگرانیهای گستردهای را به دنبال داشته است. در تحولی قابل توجه که بیانگر افزایش حجم این نگرانیهاست، پیشبینیهای منفی درباره آینده مشاغل در عصر هوش مصنوعی به مسابقهای میان مدیران ارشد شرکتهای بزرگ آمریکایی بدل شده است. هشدارها از این حکایت دارند که عصر اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی عملاً آغاز شده است.
اظهارات داریو آمودی: هشداری زودهنگام یا واقعیتی اجتنابناپذیر؟
در اواخر ماه مه، داریو آمودی، مدیرعامل شرکت آنتروپیک، با بیانی صریح اعلام کرد که نیمی از مشاغل تازهتأسیس در آمریکا طی پنج سال آینده از بین خواهد رفت. این پیشبینی تلخ نه تنها به اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی اشاره دارد، بلکه نمایانگر تغییری بنیادین در ساختار بازار کار و پایههای استخدام است.مشاغلی که زمانی دروازه ورود به دنیای کار محسوب میشدند، به تدریج حذف خواهند شد و نسلی کامل را بدون فرصتهای شغلی ابتدایی رها خواهند کرد.
آمودی تاکید کرد که این روند ممکن است نرخ بیکاری را تا ۲۰ درصد بالا ببرد، عددی که از زمان رکود بزرگ بیسابقه است.با وجود شوکآور بودن این گفتهها، روند مطرح شده با تحولات جهانی فناوری همخوانی دارد و صرفاً یک ادعای بیپشتوانه نیست.اظهارات آمودی نماد تغییر رویکرد توسعهدهندگان هوش مصنوعی به شمار میرود که اکنون ابزارهایشان را در موقعیتی واقعی برای جایگزینی نیروی انسانی میبینند.
وظایف اداری، روتین و پردازش دادهها به طور مستقیم در معرض اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی قرار دارند.با پیشرفتهای گسترده در سیستمهای زبانی و یادگیری عمیق، حتی کارهای تحلیلی و نوشتاری نیز تهدید شدهاند.نگرانیها تنها محدود به مشاغل کممهارت نیست، بلکه شامل تازهفارغالتحصیلان دانشگاهی نیز میشود که به دنبال فرصتهای ابتدایی شغلی هستند.این وضعیت نوظهور، دولتها، شرکتها و نهادهای آموزشی را وادار میکند تا مفهوم شغل را از اساس بازتعریف کنند.چیزی که نگرانکنندهتر است، منبع این هشدارهاست؛ آنها از دل صنعت و از زبان کسانی صادر میشوند که در قلب توسعه فناوری قرار دارند، نه از تحلیلگران مستقل.
آمودی نه مخالف فناوری بلکه از توسعهدهندگان اصلی آن است و این مسئله به واقعیت و جدیت گفتههای او میافزاید.تحولات پیشرو دیگر سناریوهای محتمل نیستند بلکه به نظر میرسد عملاً در حال وقوعاند.شرکتهای نوپا با حداقل نیروی انسانی شروع به کار میکنند و کاملاً بر اتوماسیون مبتنیاند.این شرایط میتواند پایان مدل سنتی شرکتهای استخدامکننده و آموزشدهنده را رقم بزند.مدلهای پیشین استخدام و آموزش مبتنی بر مدارک و فرآیندهای انسانی به سرعت جای خود را به سامانههای هوشمند میدهند.
بانکها و شرکتهای فناوری: اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی در پسزمینه
در همین زمینه، ماریان لیک، رئیس بانکداری خرد بانک جیپی مورگان، نگرانیها را تشدید کرد.او در روز سرمایهگذاران بانک اعلام کرد که هوش مصنوعی میتواند نیروی کار را تا ۱۰ درصد کاهش دهد که منجر به اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی خواهد شد.وی این کاهش را امری اجتنابناپذیر دانست و نه خطری که بتوان از آن گریخت.بانکهایی که پیشتر بر هزاران نیروی انسانی برای امور تکراری متکی بودند، اکنون الگوریتمها را جایگزین کردهاند تا هزینهها را کاهش دهند.از خدمات مشتری گرفته تا بررسی وامها، هوش مصنوعی جایگزین سریعتر، ارزانتر و دقیقتری شده است.
شرکتهای فناوری و مالی برای نشان دادن آمادگی خود در این مسیر، گویی در رقابتی برای نوآوری در کاهش نیروی انسانی هستند.این تحول فقط به معنی اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی نیست، بلکه کاهش زمان آموزش، استخدام، بیمه و بازنشستگی نیز هست.برخی تحلیلگران این روند را یک فاجعه اجتماعی قریبالوقوع میدانند اگر سیاستهای حمایتی و سازگاری به موقع اجرا نشوند.فشار بازار و رقابت با شرکتهای نوظهور دیجیتال، شرکتهای بزرگ را مجبور به پیشروی بدون توقف کرده است.حتی حوزههایی که پیشتر از خودکارسازی در امان بودند، مانند مشاوره مالی، در معرض خطر قرار گرفتهاند.
با وجود این هشدارها، برخی شرکتها سعی در ارائه تصویری متعادل دارند و معتقدند هوش مصنوعی انسان را از انجام کارهای تکراری آزاد میکند.اما واقعیت این است که بسیاری از همین کارهای تکراری تنها شغل قابل دسترسی برای میلیونها نفر است.این موضوع باعث شده است تا این نوع اظهارنظرها برای افراد در آغاز مسیر کاریشان توجیهناپذیر به نظر برسد.واضح است که حرکت به سوی اتوماسیون فقط یک انتخاب فنی نیست، بلکه یک استراتژی اقتصادی محض است.در این چارچوب، اتحاد فناوری و سودآوری بسیار قویتر از ملاحظات اجتماعی و انسانی جلوه میکند.
آمازون، فورد و شرکت ثریدآپ: امواج اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی
آندی جاسی، مدیرعامل آمازون، تغییرات بازار کار را نادر توصیف کرده است.با این حال، هشدار داده که این نادر بودن به دلیل موج بزرگی است که در آینده نزدیک برای کاهش کارکنان در پی استفاده گسترده از هوش مصنوعی شکل خواهد گرفت و باعث اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی میشود.جیم فارلی، مدیرعامل فورد، صریحتر بیان کرده است: هوش مصنوعی عملاً نیمی از کارکنان یقهسفید را جایگزین خواهد کرد.این اظهارات دیگر پیشبینیهای نظری نیستند بلکه بازتاب برنامههایی اجرایی در شرکتهای بزرگ هستند.همه این موارد نشان میدهند که تغییرات نه در آینده دور بلکه همین حالا در حال وقوع و با سرعت زیاد است.
شرکتهایی مانند شرکت ثریدآپ که در حوزه فناوریهای هوشمند تجارت الکترونیک فعالیت دارند، رویکرد مشابهی دارند.مدیرعامل آنها گفته است تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار بسیار گستردهتر و عمیقتر از آن چیزی است که بیشتر افراد تصور میکنند.نگرانیها فقط به افراد شاغل محدود نمیشود بلکه به نحوه عملکرد کلی شرکتهای بزرگ نیز ارتباط دارد.طراحی سیستمهای هوشمندی که جایگزین بخشهای کامل اداری شوند دیگر رؤیا نیست، بلکه پروژهای است که در برخی مؤسسات بالفعل در حال اجراست.این مدلهای نوین نه تنها مشاغل را حذف میکنند بلکه ساختار شرکتها را از بالا تا پایین بازسازی میکنند و نتیجهاش اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی است.
کارشناسان معتقدند امواج اخراج آینده منظم و برنامهریزی شدهاند و نه پراکنده و موقتی.شرکتها نیروی انسانی را تنها برای کاهش هزینهها حذف نمیکنند بلکه برای افزایش سرعت و ثبات عملکرد نیز این کار را انجام میدهند.قاعده مشخص است: هر کاری که بتواند دیجیتالی شود، دیر یا زود به الگوریتم سپرده خواهد شد و این فرایند اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی را تسریع میکند.این روند هیچ نشانهای از کندی ندارد و با پیشرفت مدلهای زبانی و کاربردهای هوشمند بیش از پیش تثبیت میشود.حتی در شرکتهایی که زمانی به خاطر ثبات شغلی مشهور بودند، امنیت شغلی رو به کاهش است و باز هم شاهد اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی هستیم.
عصر شوک دیجیتال: چه کسانی میمانند و چه کسانی میروند؟
تحول دیجیتال گستردهای که در بازار کار شروع شده، هشداردهنده آن چیزی است که به آن شوک دیجیتال گفته میشود.این شوک صرفاً یک تغییر فناورانه نیست بلکه زلزلهای اقتصادی و اجتماعی است که تعاریف شغل و شایستگی را بازتعریف میکند و پیامد آن اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی گسترده است.همه افراد آمادگی ورود به این مرحله را ندارند، به خصوص که برنامههای حمایتی دولتها برای آموزش نیروی کار آسیبدیده ناقص است.مطالعات نشان میدهد بیش از 60 درصد کارکنان مشاغل اداری فاقد مهارتهای لازم برای سازگاری با محیطهای دیجیتال جدید هستند.این بدان معناست که تعداد زیادی از کارکنان ممکن است بدون گزینه جایگزین از بازار کار خارج شوند و در نتیجه اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی افزایش یابد.
در مقابل، برخی افراد در حال کسب مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی، تحلیل دادهها و طراحی سیستمها هستند.اما نمیتوان انتظار داشت که همه از نظر مالی و آموزشی توانایی چنین تغییر سریعی را داشته باشند.شکاف بین کسانی که میتوانند خود را وفق دهند و کسانی که حذف میشوند، احتمالاً به شکاف اجتماعی بزرگی تبدیل خواهد شد.برای برخی، هوش مصنوعی نه ابزاری برای توانمندسازی که وسیلهای برای حذف و حذف تدریجی است.لذا ضرورت دارد قوانین و سیاستهایی وضع شود که میان پیشرفت فناوری و حفظ سرمایه انسانی تعادل برقرار کند و مانع اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی گسترده شود.
برخی تحلیلها توصیه میکنند موقتاً از ایده درآمد پایه همگانی برای حمایت از افراد بیکار شده استفاده شود.اما این طرح هنوز به اجماع سیاسی کافی در آمریکا و سایر کشورها نرسیده است.همزمان، برخی شرکتها مشاغل جایگزین در زمینههای نظارت و کنترل عملکرد سیستمهای هوشمند ایجاد میکنند.اما این مشاغل محدود بوده و نمیتوانند جایگزین تعداد افراد اخراج شده شوند.و به همین دلیل، سؤال اساسی همچنان باقی است: چه کسانی باقی میمانند و چه کسانی ناچار به ترک این بازی میشوند و در نهایت قربانی اخراج کارمندان به دلیل هوش مصنوعی خواهند بود؟
