عروسک موهن اینبار به تیتر اول رسانههای حکومتی بدل شده است؛ پدیدهای که دادستانی تهران آن را مسئلهای حیاتی دانسته و دستور شناسایی عوامل پشت صحنه تولید و توزیع آن را صادر کرده است. در کشوری که تورم و بحرانهای اجتماعی بیداد میکند، گویا حالا ایمان مردم قرار است با چند عروسک پارچهای به خطر بیفتد.
نخ و سوزن علیه ایمان ملی
دادستانی تهران از ضابطین قوه قضائیه خواسته است تا شبکه تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و حتی تبلیغکنندگان عروسک موهن را شناسایی کنند.
رسانههای رسمی نیز هشدار دادهاند که فروش این عروسکها در فضای مجازی و مغازهها گسترش یافته و بسیاری از فروشندگان از ماهیت ضدمقدسات آنها بیخبرند.
در نگاه مسئولان، به نظر میرسد بزرگترین تهدید فرهنگی کشور نه سانسور و نه فقر آموزشی، بلکه چند عروسک با طراحی مشکوک است.
وقتی عروسک موهن از بحران اقتصادی مهمتر میشود
در حالی که مردم با گرانی، بیکاری و سقوط ارزش پول ملی دستوپنجه نرم میکنند، دستگاه قضایی تمام تمرکز خود را بر روی مبارزه با عروسک موهن گذاشته است.
آیا واقعا این اولویت جامعهای است که میلیونها نفر در آن زیر خط فقر زندگی میکنند؟
بهجای اصلاح فساد اقتصادی یا حل مشکلات معیشتی، نهادهای رسمی ترجیح دادهاند با پارچه و نخ وارد میدان شوند و پیروزی نمادینی به دست آورند.
جمهوری اسلامی و هنر انحراف افکار عمومی
از موی زنان گرفته تا سگهای خانگی و حالا عروسک موهن، جمهوری اسلامی همواره دشمنان جدیدی برای سرگرم کردن افکار عمومی میسازد.
این ماجراها هر بار فرصتیاند برای پنهان کردن ناکارآمدیها و منحرف کردن نگاه جامعه از واقعیتهای تلخ.
در کشوری که عروسکها به دادگاه احضار میشوند و فقر آزادانه نفس میکشد، دیگر طنز نیازی به نویسنده ندارد؛ زندگی خودش بهترین نمایشنامه را مینویسد.
