علی باقری کنی، دیپلمات ایرانی، در سالهای اخیر یکی از چهرههای بحثبرانگیز سیاست خارجی ایران بوده است. مسیر سیاسی او از نزدیکی کامل به سعید جلیلی تا فاصله گرفتن آشکار از خط فکری او و سپس نزدیکی به علی لاریجانی، تحولات مهمی را رقم زده است. این تغییرات نه تنها جایگاه علی باقری کنی را در سیاست ایران دگرگون کرده، بلکه نگاهها به آینده نقش او را نیز حساستر ساخته است.
آغاز همکاری با سعید جلیلی
علی باقری کنی از ابتدای دهه 1380 وارد وزارت امور خارجه شد و به سرعت توانست جایگاهی در کنار سعید جلیلی، عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام ، پیدا کند.
او در آن دوران بیشتر بهعنوان بازوی فکری و اجرایی جلیلی شناخته میشد و همواره در جلسات حساس مذاکرات هستهای در کنار او حضور داشت.
همین نزدیکی سبب شد نام علی باقری کنی در رسانهها بهعنوان یکی از چهرههای وفادار به خط مقاومت مطرح شود.
در دوران ریاست سعید جلیلی بر شورای عالی امنیت ملی، علی باقری کنی به معاونت سیاست خارجی دبیرخانه شورا رسید. او مسئول مستقیم بسیاری از جلسات کارشناسی و هماهنگیهای تیم مذاکره بود.
به همین دلیل، بخش زیادی از سبک مذاکره آن زمان به علی باقری کنی نسبت داده میشد و این امر موقعیت او را تقویت کرد.
نقش علی باقری کنی تنها محدود به پرونده هستهای نبود؛ او حتی در انتخابات ریاستجمهوری 1392 رئیس ستاد انتخاباتی جلیلی شد.
این حضور آشکار در صحنه سیاسی، تصویر او را از یک دیپلمات صرف به یک چهره سیاسی تغییر داد.
این تصمیم به نوعی نشاندهنده وفاداری بیقید و شرط علی باقری کنی به جلیلی بود.
در این مرحله، بسیاری از تحلیلگران باور داشتند که آینده سیاسی علی باقری کنی کاملاً به سعید جلیلی گره خورده است.
هر دو به عنوان مخالفان جدی سازش با غرب شناخته میشدند و همین تصویر برای سالها بر شخصیت سیاسی علی باقری کنی سایه انداخت.
دوران پسابرجام و انتقادهای تند
با روی کار آمدن دولت روحانی و امضای برجام، علی باقری از ساختار رسمی مذاکرات کنار گذاشته شد.
او اما از بیرون به یکی از تندترین منتقدان برجام تبدیل شد. در سخنرانیهای متعدد، علی باقری توافق را خسارت محض خواند و بارها نسبت به آن هشدار داد.
رسانههای اصولگرا تریبون گستردهای به او دادند تا بتواند دیدگاههای خود را مطرح کند.
در این دوران، علی باقری کنی به نماد مخالفت با سیاست خارجی دولت روحانی بدل شد.
حتی برخی او را ادامهدهنده همان خط جلیلی در برابر محمدجواد ظریف میدانستند.یکی از ویژگیهای علی باقری کنی در این دوره، صراحت کلامش بود.
او بدون هیچ ملاحظهای از فریب غرب و امتیازدهی بیحاصل سخن میگفت.
این مواضع باعث شد جایگاه او در میان بدنه اصولگرا تقویت شود، هرچند در سطح کلان سیاست خارجی نقشی نداشت.
این مرحله، دوران تثبیت چهره مخالف برجام برای علی باقری کنی بود. بسیاری گمان میکردند او همواره در همین خط باقی خواهد ماند و بازگشت به مذاکرات برایش به هیچ وجه قابل تصور نیست.
بازگشت در دولت رئیسی و تغییر مواضع
با روی کار آمدن دولت رئیسی، علی باقری کنی دوباره به وزارت خارجه بازگشت و بهعنوان معاون سیاسی منصوب شد.
این سمت عملاً او را به رئیس تیم مذاکرهکننده هستهای بدل کرد. بازگشت علی باقری کنی در نگاه اول به معنای تکرار همان خط گذشته تصور میشد.
اما در عمل اتفاق دیگری افتاد. علی باقری کنی برخلاف انتظار، از مذاکره برای احیای برجام دفاع کرد.
او در سخنرانیها تأکید داشت که مذاکره یک ابزار برای تامین منافع ملی است و نباید آن را تابو دانست.
این تغییر موضع باعث شگفتی بسیاری شد.همین تغییر نگرش، فاصله جدی میان او و سعید جلیلی ایجاد کرد.
در حالی که جلیلی همچنان مذاکره را بیفایده میدانست، علی باقری کنی تلاش کرد چارچوبی عملیاتی برای رسیدن به توافق طراحی کند.
این تضاد درونجریانی برای نخستین بار جایگاه او را از حلقه جلیلی جدا کرد.
تغییر موضع علی باقری کنی نشان داد که او میتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
این انعطافپذیری هرچند برای برخی اصولگرایان سختگیر ناخوشایند بود، اما موقعیت او را در ساختار قدرت تقویت کرد.
نزدیکی به لاریجانی و آینده سیاسی علی باقری کنی
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی از نزدیکی علی باقری به علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی،منتشر شد.
این نزدیکی نشاندهنده آن است که او در پی ایجاد فاصله آشکار از جریان جلیلی و یافتن جایگاه جدید در سیاست ایران است.
لاریجانی و باقری کنی هر دو بر ضرورت تعامل هوشمندانه با جهان تأکید دارند. همین اشتراک رویکرد، باعث شده علی باقری کنی در کنار لاریجانی دیده شود و از نظر سیاسی به او نزدیک شود.
این تحول، موقعیت او را از یک چهره صرفاً تندرو به فردی عملگرا تغییر داده است.
تحلیلگران معتقدند نزدیکی علی باقری به لاریجانی میتواند مقدمهای برای نقشآفرینی پررنگتر او در آینده سیاسی ایران باشد.
این تغییر رویکرد، عملاً او را از محدودیتهای گذشته رها کرده و در موقعیت جدیدی قرار داده است.
مسیر علی باقری از همکاری با جلیلی تا نزدیکی به لاریجانی، نمونهای روشن از تحول در سیاستمداران ایرانی است.
او نشان داده که میتواند در برابر فشارهای سیاسی تغییر مسیر دهد و همچنان در مرکز توجه باقی بماند.
