سرگذشت فاطمه سپهری بار دیگر پرده از چهره بیرحم حکومتی برمیدارد که نهتنها مخالفان را به زندان میاندازد، بلکه حتی ابتداییترین حق انسانی آنان یعنی درمان و مراقبت پزشکی را نیز دریغ میکند. امروز او نماد زنی است که صدایش برای آزادی بلند شد و حالا تاوان این جسارت را با جان و سلامت خود میپردازد.
فشار مضاعف بر یک زندانی بیمار
فاطمه سپهری در شرایطی زندانی است که از چند بیماری همزمان رنج میبرد.
او مبتلا به بیماری قلبی، دیابت، فشار خون بالا و ضعف شدید جسمانی است.
پزشکان پس از عمل قلب باز در مهر 1402 هشدار دادند که او نیازمند دوره درمانی و مراقبت ویژه است، اما حکومت نهتنها این حق بدیهی را به رسمیت نشناخت، بلکه بلافاصله او را به زندان بازگرداند.
در دی 1403 پزشک معالج برای او 10 جلسه فیزیوتراپی تجویز کرد، اما مسئولان زندان به عمد مانع اجرای این دستور شدند.
این اقدام نشاندهنده بیتوجهی عامدانه به سلامت زندانی سیاسی است و در عمل جان او را به خطر انداخته است.شرایط سلول انفرادی و فشار روانی که به مدت 9 ماه بر او تحمیل شده، سلامت روحی و جسمیاش را به شدت تهدید کرده است.
در این مدت نه مرخصی درمانی داده شد و نه حتی معاینه تخصصی در خارج از زندان پیگیری شد.
این وضعیت نشان میدهد که حکومت از بیماری و ضعف جسمانی زندانیان بهعنوان ابزاری برای شکنجه سفید استفاده میکند؛ روشی که سالهاست بر مخالفان و منتقدان اعمال میشود.
صدای خانواده؛ فریاد در برابر سکوت حکومت
اصغر سپهری، برادر فاطمه سپهری، در شبکههای اجتماعی بارها روایت کرده است که چگونه قاضی ناظر دستور داده او در بندی جداگانه و در بسته محبوس شود.
این شرایط غیرعادی بیش از 9 ماه ادامه دارد و عملاً او را از ارتباط انسانی محروم کرده است.
او تأکید کرده که وضعیت جسمی خواهرش روزبهروز وخیمتر میشود، اما حکومت هیچ اقدامی برای رسیدگی انجام نمیدهد.
این سکوت عامدانه بهوضوح نشان میدهد که هدف، فرسایش تدریجی جسم و روح زندانی است.
خانواده سپهری، مانند بسیاری از خانوادههای زندانیان سیاسی، بارها نامهنگاری کرده و درخواست درمان و مرخصی کردهاند، اما تمامی این تلاشها بیپاسخ مانده است.
این بیتوجهی، نماد بیعدالتی ساختاری در دستگاه قضایی کشور است.
فریاد خانواده در برابر بیرحمی حکومت، تنها یادآور رنجهای سپهری نیست، بلکه صدای هزاران خانوادهای است که در سالهای گذشته عزیزانشان را در زندانهای حکومت از دست دادهاند.
محرومیت درمانی؛ ابزار شکنجه سفید
در پرونده فاطمه سپهری، محرومیت از درمان نه یک اشتباه بلکه سیاستی آگاهانه است.
او از درد شدید در هر دو دست رنج میبرد. دست چپش سه بار تحت عمل جراحی قرار گرفته و دست راست نیز نیازمند جراحی فوری است، اما تاکنون فقط سه تزریق کورتون برای او انجام شده است.
این درمانهای ناقص نهتنها مشکلات او را برطرف نکرده بلکه وضعیت جسمانیاش را وخیمتر کرده است.
علاوه بر این، وجود تودههای دردناک در شانه و قفسه سینه او را نیازمند بررسیهای دقیق کرده، اما پس از یک سونوگرافی، هیچ پیگیری جدی انجام نشد.
حکومت با چنین رفتارهایی نشان میدهد که محرومیت درمانی برای زندانیان سیاسی بخشی از سیاست شکنجه سفید است.
یعنی زندانی بدون ضرب و شتم مستقیم، در مسیر یک مرگ تدریجی قرار میگیرد.
محرومیت درمانی، همزمان جسم زندانی را ضعیف میکند و هم روح او را میفرساید.
اما در مورد فاطمه سپهری، این روش نهتنها او را خاموش نکرده بلکه نام او را به نمادی از مقاومت بدل کرده است.
فاطمه سپهری؛ نماد مقاومت در برابر سرکوب
با وجود همه فشارها، نام فاطمه سپهری در جامعه به نشانهای از پایداری و شجاعت تبدیل شده است.
او از همان ابتدا با امضای نامه استعفای خامنهای، جایگاه خود را بهعنوان یک صدای معترض تثبیت کرد و امروز هزینه این ایستادگی را با جان خود میپردازد.
در حالی که حکومت انتظار داشت او با فشارها خاموش شود، اما صدای او همچنان در میان مردم زنده است.
هر بار که نام او تکرار میشود، نماد مظلومیتی آشکار و مقاومتی عمیق است.
سرگذشت سپهری نشان میدهد که حتی در تاریکترین شرایط زندان، میتوان چراغی از امید و مبارزه روشن نگاه داشت.
او اکنون الگویی برای زنان و مردانی است که نمیخواهند در برابر ظلم سر خم کنند.
دفاع از حقوق فاطمه سپهری، دفاع از حق حیات و کرامت انسانی همه ایرانیانی است که حکومت آنان را بهخاطر اندیشه و اعتراض سرکوب میکند.
نام او در حافظه تاریخی این سرزمین باقی خواهد ماند.
