مرگ دانشجویان در دانشگاههای ایران به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات این روزها در محافل علمی و اجتماعی تبدیل شده است. در حالی که دانشگاهها باید مأمن رشد، علم و خلاقیت باشند، وقوع حوادث پیدرپی در مراکز آموزشی، پرسشهای جدی دربارهی وضعیت ایمنی و نظارت بر محیطهای دانشگاهی را برانگیخته است.
بیتوجهی به استانداردهای ایمنی؛ عاملی پنهان در پس مرگهای تراژیک
در گزارشهای متعدد رسانهای، از جمله خبرنامه امیرکبیر، به مواردی اشاره شده که ضعف ایمنی در محیطهای آموزشی نقش مستقیم در مرگ دانشجویان در دانشگاههای ایران داشته است.
در سانحهی دانشگاه یزد که منجر به جانباختن مبینا حمصیان شد، گفته میشود که هیچ ابزار حفاظتی کافی در محل کارگاه وجود نداشت.
افزون بر این، در حادثهی انفجار کپسول هیدروژن در دانشگاه تهران نیز نبود نظارت کافی و فرسودگی تجهیزات از علل اصلی اعلام شده است.
این اتفاقها زنگ خطر جدی برای وضعیت زیرساختهای دانشگاهی کشور است.
کارشناسان تأکید میکنند که نبود بودجه برای بهروزرسانی امکانات، کمتوجهی مدیران به هشدارهای ایمنی، و فضای غیرشفاف گزارشدهی باعث شده دانشجویان هر روز با خطرات بیشتری روبهرو شوند.
به گفتهی ناظران، اگر روند بیتوجهی ادامه یابد، احتمال تکرار حوادث مشابه در آینده دور از انتظار نیست.
صدای اعتراض خاموش دانشجویان
پس از هر حادثه، دانشجویان سعی کردهاند صدای خود را به گوش مسئولان برسانند، اما در بسیاری از موارد اعتراضها با بیتوجهی یا سانسور روبهرو شده است.
برخی دانشجویان دانشگاه تهران پس از مرگ همدانشکدهای خود، با انتشار بیانیهای از کمبود امکانات ایمنی و تجهیزات فرسوده سخن گفتند.
این اعتراضها نه تنها پاسخی دریافت نکرد، بلکه گاه با فشارهای انضباطی همراه شد. در نتیجه، ترس از پیامدهای احتمالی سبب شده تا بسیاری از دانشجویان ترجیح دهند سکوت کنند.
فعالان دانشجویی هشدار میدهند که این سکوت اجباری، به مرور حس بیاعتمادی و ناامیدی را در فضای دانشگاهها گسترش میدهد.
در چنین شرایطی، ناظران معتقدند که نادیده گرفتن خواستههای دانشجویان، میتواند به بحرانی گستردهتر در ساختار آموزش عالی کشور منجر شود.
مرگ دانشجویان در دانشگاههای ایران و بحران اعتماد عمومی
تکرار حوادث مشابه و مرگ دانشجویان در دانشگاههای ایران، نه تنها خانوادهها را در اندوه فرو برده، بلکه اعتماد عمومی به محیطهای علمی را نیز خدشهدار کرده است.
جامعهای که دانشگاههایش به محل ناامنی تبدیل شوند، در مسیر توسعهی علمی دچار رکود خواهد شد.
خانوادههای قربانیان بارها تأکید کردهاند که خواهان شفافسازی و پاسخگویی مسئولان هستند، اما تاکنون نتیجهی مشخصی ارائه نشده است.
در غیاب شفافیت و مسئولیتپذیری، افکار عمومی مرگ دانشجویان در دانشگاههای ایران را نشانهای از ضعف ساختاری در سیستم مدیریتی دانشگاهها میداند.
بسیاری از ناظران بر این باورند که تنها با ایجاد کمیتههای مستقل و بررسی بیطرفانهی حوادث، میتوان اعتماد از دست رفتهی جامعه نسبت به دانشگاهها را بازگرداند.
