مرگ عصمت وطنپرست در روز دوشنبه، ۲۲ ژانویه ۲۰۱۴، رویدادی مهم در چشمانداز اجتماعی و سیاسی ایران بود. او یکی از برجستهترین مادرانی بود که در دهه ۱۹۸۰ خواستار عدالت بودند و ۱۱ عضو خانوادهاش را در جریان اعدامهای دستهجمعی جمهوری اسلامی از دست داده بود. عصمت وطنپرست، معروف به «مادر عصمت»، مظهر استقامت استثنایی در مواجهه با سوءاستفادههای دولتی بود و تا آخرین روزهای زندگیاش به دفاع از حقوق قربانیان و مطالبه پاسخگویی ادامه داد.
مرگ عصمت وطنپرست و اسرار اعدامها در ایران
مرگ عصمت وطنپرست، پایان یک زندگی پر از درد و رنج را رقم زد. او زنی بود که ۱۱ نفر از اعضای خانوادهاش را در جریان اعدامهای دستهجمعی دهه ۶۰ به دست رژیم ایران از دست داد. این قربانیان شامل سه برادر او: محمود وطنپرست، علی وطنپرست و منوچهر وطنپرست به همراه دو دخترش: جلیله صیادی، اعظم صیادی و غلام خوشبویی دامادها بودند. سه برادر از خانواده دامادها نیز کشته شدند: غلام خوشبویی، ساسان خوشبویی و سیروس خوشبویی و همچنین کرامت چنگیزی. برادرزادهاش، جواد رحمانی، که یازده سال داشت، کوچکترین قربانی بود. سرنوشت برخی دیگر از اعضای خانوادهاش که دستگیر شدند، برای خانوادهاش نامعلوم است و این بر غم و اندوه شخصی و پایدار او میافزاید.
عصمت وطنپرست خود را به تابآوری شخصی محدود نکرد؛ او فاجعه خانوادهاش را به پیامی عمومی برای عدالت و پاسخگویی تبدیل کرد. او در جریان محاکمه حمید نوری، مسئول کشتار جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۶ (۱۹۸۸)، در دادگاه استکهلم حضور یافت و در برابر جهانیان برای مستندسازی این جنایات شهادت داد. علاوه بر این، او از حامیان برجسته رضا پهلوی بود و در ویدیوهایی که جلساتش با او را مستند میکرد، حضور داشت که به او بستری گستردهتر برای برجسته کردن نقضهای تاریخی و حمایت از جنبش مدنی میداد. میراث او ترکیبی از تابآوری، شجاعت و تعهد به اصول اخلاقی است که او را به نمادی ماندگار برای مادران خواهان عدالت و خاطرهای زنده از مقاومت مدنی ایران تبدیل میکند.
مطالعه بيشتر : نقض حقوق بشر ایران؛ سایه سنگین اعدامهای بیرحمانه
جنبش مدنی کنونی
جنبش مدنی معاصر در ایران، بازتابی از تداوم روحیه مقاومت عصمت وطنپرست است. معترضان امروزی با سرکوب، قطع اینترنت و محدودیت آزادیها مواجه هستند، اما از پایداری مادرانی که در گذشته صدای قربانیان بودند، الهام میگیرند. به این ترتیب، میراث عصمت وطنپرست به منبعی از قدرت و نمادی از انسجام مدنی تبدیل میشود و تأیید میکند که مطالبه عدالت محدود به یک دوره خاص نیست، بلکه مبارزهای مداوم است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و این ایده را تقویت میکند که شجاعت و مقاومت مدنی میتواند واقعیت را تغییر دهد و صدای حقیقت را علیرغم سرکوب و تهدید زنده نگه دارد.
