پیکرهای ناشناس کهریزک پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات خبری در تهران تبدیل شد؛ موضوعی که با انتشار گزارشهایی درباره باقی ماندن دهها پیکر شناسایینشده در پزشکی قانونی کهریزک مطرح شد، از سوی برخی مقامهای قضایی تکذیب گردید، در پایتخت رسانهای شد، در روزهای پایانی بهمن دوباره اوج گرفت و به دلیل فضای ملتهب پس از سرکوب اعتراضات و ابهام در آمار قربانیان، افکار عمومی را با این پرسش روبهرو کرد که چه تعداد پیکر، متعلق به چه کسانی، در چه زمانی و با چه سازوکاری نگهداری میشوند و چرا اطلاعرسانی شفاف درباره آن صورت نمیگیرد.
روایتهای متناقض درباره پیکرهای ناشناس کهریزک
در نخستین روایت رسانهای، اعلام شد که حدود ۵۰ پیکر زن شناسایینشده در سردخانههای کهریزک باقی ماندهاند. همین خبر کافی بود تا بار دیگر نام پیکرهای ناشناس کهریزک به صدر جستوجوهای خبری بازگردد و حساسیت افکار عمومی را برانگیزد.
اندکی بعد، مقامهای رسمی قضایی این آمار را رد کردند و گفتند تعداد پیکرهای ناشناس بسیار کمتر بوده و اساسا آماری درباره دهها پیکر زن صحت ندارد. این تکذیب اما به جای پایان دادن به ماجرا، موج تازهای از تردید ایجاد کرد.
همزمان، برخی نمایندگان مجلس در اظهاراتی جداگانه اصل وجود پیکرهای شناسایینشده را غیرقابل انکار دانستند، هرچند درباره تعداد یا جنسیت توضیح دقیقی ارائه نکردند.
همین تفاوت لحن، شکاف میان روایتها را عمیقتر کرد.در نتیجه، افکار عمومی با دو تصویر متفاوت روبهرو شد: از یک سو تکذیب صریح، و از سوی دیگر پذیرش ضمنی وجود اجساد بیهویت. همین تضاد، پرونده پیکرهای ناشناس کهریزک را به موضوعی فراتر از یک اختلاف آماری تبدیل کرد.
ادامه مطلب: حضور زنان در اعتراضات؛ از کنش خیابانی تا بازتعریف نقش اجتماعی
ابعاد حقوقی و اداری نگهداری اجساد بیهویت
از منظر حقوقی، نگهداری پیکرهای ناشناس در پزشکی قانونی پدیدهای غیرمعمول نیست. در بسیاری از کشورها، اجساد فاقد مدارک هویتی تا زمان شناسایی از طریق آزمایشهای ژنتیکی یا تطبیق اطلاعات مفقودی نگهداری میشوند.
فرآیند شناسایی میتواند طولانی باشد؛ از نمونهبرداری DNA گرفته تا بررسی گزارشهای فقدان افراد. در این فاصله، پیکرها در سردخانه باقی میمانند و در آمار رسمی به عنوان ناشناس ثبت میشوند.اما تفاوت اصلی در پرونده پیکرهای ناشناس کهریزک به زمینه سیاسی آن بازمیگردد.
وقتی موضوع در بستر اعتراضات و گزارشهای مربوط به سرکوب مطرح میشود، هر عدد و هر تاخیر اداری بار معنایی گستردهتری پیدا میکند.
به همین دلیل، حتی اگر نگهداری اجساد از نظر فنی روالی معمول باشد، در این پرونده خاص به موضوعی اجتماعی و سیاسی تبدیل شده که صرفا با توضیح اداری حل نمیشود.
بيشتر بخوانيد: خشونت علیه زنان در ایران؛ صدایی که خاموش نمیشود
چرا پرونده پیکرهای ناشناس کهریزک حساس است؟
حساسیت این پرونده صرفا به عدد اعلامشده مربوط نیست، بلکه به بیاعتمادی عمومی نسبت به روایتهای رسمی گره خورده است.
تجربه سالهای گذشته نشان داده هرگونه تناقض در آمار قربانیان اعتراضات، موجی از تردید ایجاد میکند.در ماجرای پیکرهای ناشناس کهریزک نیز مساله اصلی این است که آیا سازوکار مستقلی برای راستیآزمایی وجود دارد یا خیر.
نبود نهاد ناظر مستقل، هر روایت را به محل مناقشه تبدیل میکند.از سوی دیگر، خانوادههای احتمالی قربانیان در فضایی آمیخته به ترس و فشار امنیتی قرار دارند.
برخی ممکن است از پیگیری رسمی خودداری کنند، امری که روند شناسایی را پیچیدهتر میسازد.در چنین شرایطی، هرگونه ابهام درباره سرنوشت پیکرها نهتنها یک مساله اداری، بلکه نمادی از بحران اعتماد میان جامعه و حاکمیت تلقی میشود.
اطلاعات بيشتر:خشونت علیه زنان در ایران؛ صدایی که خاموش نمیشود
سناریوهای محتمل درباره ناشناس ماندن اجساد
نخستین سناریو، نبود مدارک هویتی در زمان انتقال پیکرهاست. در جریان اعتراضات خیابانی، ممکن است افراد بدون کارت شناسایی باشند یا وسایل شخصی آنان ضبط شده باشد.
سناریوی دوم به عدم مراجعه خانوادهها مربوط میشود. برخی خانوادهها ممکن است به دلیل نگرانیهای امنیتی یا فشارهای اجتماعی، از اعلام هویت یا تحویل گرفتن پیکر خودداری کنند.
سناریوی سوم، اختلاف در تعریف آماری ناشناس است؛ ممکن است در یک مرحله اداری پیکر ناشناس ثبت شود اما در مرحله بعد هویت آن مشخص گردد، در حالی که روایت رسانهای همچنان به آمار اولیه استناد کند.
آنچه پرونده پیکرهای ناشناس کهریزک را پیچیدهتر میکند، همزمانی آن با فضای سیاسی ملتهب است؛ فضایی که در آن هر خبر به سرعت رنگ و بوی سیاسی میگیرد و اعتماد عمومی شکنندهتر میشود.
در جمعبندی، ماجرای پیکرهای ناشناس کهریزک صرفا درباره تعداد اجساد نیست، بلکه درباره شفافیت، پاسخگویی و مدیریت روایت در یک بحران سیاسی است.
تا زمانی که اطلاعات دقیق، مستند و قابل راستیآزمایی منتشر نشود، پرسشها باقی خواهند ماند.
بر اساس گزارشهای تحلیلی منتشرشده در رسانههای بینالمللی از جمله رویترز ، اختلاف روایتها در پروندههای مرتبط با اعتراضات ایران همواره به افزایش فشار افکار عمومی برای شفافسازی انجامیده است؛ موضوعی که نشان میدهد این پرونده نیز بدون ارائه توضیح جامع و مستند، از چرخه خبر خارج نخواهد شد.
