بیتردید پدیده کودکان در صفوف داعش به یکی از تاریکترین جلوههای جنگهای معاصر تبدیل شده است؛ جایی که دیگر میدان نبرد محدود به مبارزان بزرگسال نیست و کودکی بیگناه نیز در آتش خشونت بلعیده میشود. این جنایت سازمانیافته، ابعاد فاجعه اخلاقی و انسانی را نشان میدهد که توسط گروه داعش مرتکب شد، و در کنار آن ایران نیز با استفاده از شبهنظامیان خود در سوریه، عراق و افغانستان همین الگو را بازتولید کرده است.
جذب از طریق اینترنت و بازیهای رایانهای
امروزه جنگها دیگر از میدان نبرد آغاز نمیشوند، بلکه پشت صفحههای رایانه و تلفن همراه شکل میگیرند.
داعش نخستین گروهی بود که قدرت اینترنت را برای نفوذ به ذهنهای نوپا درک کرد.
این گروه از اتاقهای گفتوگوی بازیهای رایانهای و شبکههای اجتماعی برای نزدیک شدن به کودکان استفاده میکرد؛ ابتدا با گفتوگوهای دوستانه و سپس با مطرح کردن مفاهیمی چون قهرمانی و جهاد.
در این فضای مجازی، القای اندیشههای افراطی بسیار ساده است، زیرا کودک قهرمانان بازی را بهعنوان الگو میپذیرد و بعد از مدتی از او خواسته میشود همان رفتار را در واقعیت تقلید کند.
بدین ترتیب، روند سازمانیافتهای آغاز شد که بازی را به دریچهای برای قتل تبدیل کرد و زمینهساز پیدایش پایگاه وسیعی از کودکان در صفوف داعش شد.
اما این روند به دنیای مجازی محدود نماند. بسیاری از این کودکان در اردوگاههای آموزشی کوچک، دور از چشم رسانهها، برای مأموریتهای واقعی آماده شدند.
گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که آنان ابتدا بهعنوان دیدهبان یا پیامرسان به کار گرفته میشدند و سپس به مبارزان تمامعیار تبدیل شدند.
در همین حال، ایران از الگوی مشابهی بهره گرفت، اما در لباسی متفاوت.
در اردوگاههای پناهجویان افغان، مراکز فرهنگی و آموزشی ایجاد شد که در ظاهر هدفشان تعلیم و سرگرمی بود، اما در عمل مکانی برای جذب کودکان بودند.
این واقعیت ثابت میکند که اینترنت تنها ابزار داعش نبود، بلکه الگویی بود که بازیگران منطقهای نیز برای منافع خود از آن استفاده کردند.
کودکان در صفوف داعش و نقش ایران در لشکر فاطمیون
وقتی سخن از کودکان در صفوف داعش به میان میآید، نمیتوان چهره دیگر این ماجرا یعنی نقش ایران را نادیده گرفت.
ایران سالهاست که از کودکان در قالب لشکر فاطمیون، متشکل از پناهجویان افغان مقیم ایران، بهره میگیرد.
این لشکر به صحنهای گسترده برای جذب نوجوانان زیر 18 سال تبدیل شده است.
گزارشهای حقوق بشری مواردی را ثبت کردهاند که در آن کودکان 14 ساله از ایران به سوریه اعزام شدند.
برخی از آنان در همان میدان نبرد کشته شده و پیکرشان با مراسم رسمی به ایران بازگردانده شد؛ مراسمی که تلاش داشت جنایت جنگی آشکار را در قالب شهادت تطهیر کند.
ایران تنها از بُعد اعتقادی سوءاستفاده نکرد، بلکه از فقر اقتصادی نیز بهرهبرداری نمود.
بسیاری از خانوادههای افغان که در شرایط دشوار اقتصادی در ایران زندگی میکنند، فرستادن فرزندانشان را فرصتی برای دریافت حقوق ماهیانه یا مجوز اقامت دانستند.
اما نتیجه واقعی چیزی جز نابودی کودکی و جانهای بیگناه نبود.این تجربه بهطور مستقیم با تجربه داعش همپوشانی دارد.
هر دو طرف از کودکان بهعنوان ابزاری در پروژههای سیاسی و نظامی خود استفاده کردند.
به همین دلیل، پرونده لشکر فاطمیون شاهدی است روشن بر اینکه ایران نیز همانند داعش، در بازتولید فاجعه کودکان در صفوف داعش شریک است.
پیشاهنگی المهدی و مراکز فرهنگی: چهره نرم جذب نیرو
اگر داعش بر خشونت مستقیم در جذب کودکان تکیه داشت، ایران روشی نرمتر و در عین حال خطرناکتر را برگزید.
از طریق پروژههایی مانند پیشاهنگی المهدی و مراکز فرهنگی وابسته به سپاه پاسداران در سوریه و عراق، فعالیتهایی که در ظاهر رنگوبوی آموزشی و مذهبی داشتند، به ابزاری برای شستوشوی مغزی کودکان تبدیل شدند.ض
در ابتدا، کودکان در کلاسهای زبان فارسی یا فعالیتهای ورزشی شرکت میکردند، اما بهتدریج وارد جلسات اعتقادی میشدند که بر وفاداری به رهبر ایران تمرکز داشت.
پس از مدتی، آموزشهای نظامی سبک آغاز میشد که زمینه را برای اعزام به جبههها فراهم میکرد.
این روش، فرآیند جذب را کمهزینهتر و مقبولتر از نظر اجتماعی جلوه میدهد، زیرا همچون برنامهای تربیتی نمایش داده میشود، در حالی که واقعیت، چیزی جز کارخانهای برای تولید سربازان خردسال نیست.
این تجربه تفاوت چندانی با شیوههای داعش ندارد؛ همان گروهی که از مدارس قرآنی و اردوگاههای تبلیغی بهعنوان پوششی برای جنایات خود بهره میبرد.
نکته خطرناک دیگر این است که این مراکز تنها پسران را هدف قرار نمیدادند، بلکه دختران نیز در این چرخه قرار میگرفتند.
آنها برای نقشهای پشتیبانی لجستیکی یا فعالیتهای تبلیغاتی آماده میشدند.
به این ترتیب، پروژه ایران به طرحی جامع برای تضمین وفاداری نسل آینده به ایدئولوژی افراطی بدل شد؛ همان الگوئی که در فاجعه کودکان در صفوف داعش نیز دیده میشود.
مسئولیت حقوقی و جنایت جنگی ادامهدار
از منظر حقوق بینالملل، جذب کودکان در درگیریهای مسلحانه جنایت جنگی محسوب میشود.
این واقعیت نشان میدهد که پرونده کودکان در صفوف داعش تنها یک بحران انسانی و اجتماعی نیست، بلکه مسئلهای کیفری است که نیازمند پیگرد جدی در سطح بینالمللی است.
داعش کودکان را به اجرای اعدامهای علنی و ساخت ویدئوهای تبلیغاتی وادار کرد و همین امر موجب شد موضوع کودکان در صفوف داعش به یکی از تلخترین جنایات جنگی معاصر بدل شود.
در سوی دیگر، ایران نیز از طریق لشکر فاطمیون و پیشاهنگی المهدی مرتکب همان جنایت شد و نشان داد که این پدیده محدود به یک گروه تروریستی خاص نیست.
فقدان اراده سیاسی در جامعه جهانی باعث شده است این جنایات بیپاسخ باقی بمانند.
تاکنون نه کسی بابت مشارکت مستقیم در فاطمیون محاکمه شده و نه تمامی مسئولان داعش در برابر عدالت قرار گرفتهاند، و همین سکوت راه را برای تکرار جنایات و گسترش پرونده کودکان در صفوف داعش باز گذاشته است.
پیامدهای این وضعیت محدود به امروز نیست. کودکانی که در سالهای حساس رشد با ایدئولوژی افراطی و آموزشهای نظامی شکل گرفتهاند، در آینده تهدیدی جدی برای امنیت جهانی خواهند بود.
بنابراین، محاکمه ایران و داعش ضرورتی انکارناپذیر است تا عدالت اجرا شود و فاجعه کودکان در صفوف داعش در نسلهای آینده تکرار نگردد.
