کودکان مبتلا به اوتیسم در ایران با موانع جدی در مسیر درمان و توانبخشی مواجهاند. خانوادهها با هزینههای سنگین درمانی، کمبود پوشش بیمهای و فقدان حمایتهای دولتی دستوپنجه نرم میکنند. بسیاری از این کودکان به دلیل مشکلات مالی روند درمان خود را متوقف کردهاند و هنوز بخش زیادی از آنان به خدمات توانبخشی دسترسی ندارند. وضعیت کنونی نشان میدهد که راهبردهای موجود برای حمایت از کودکان مبتلا به اوتیسم ناکافی است و نیاز به بازنگری فوری دارد.
فشار مالی خانوادهها و ترک درمان
کودکان مبتلا به اوتیسم در ایران با هزینههای سنگینی روبهرو هستند که بسیاری از خانوادهها قادر به تأمین آن نیستند.
حداقل هزینه درمان و توانبخشی یک کودک زیر هفت سال به بیش از ۲۵ میلیون تومان در ماه میرسد، شامل جلسات توانبخشی، کاردرمانی، مشاوره روانشناسی و درمانهای دندانپزشکی ویژه.
این هزینهها خانوادهها را مجبور کرده تا داراییهای خود مانند خانه، خودرو و طلا را بفروشند تا فرزندشان درمان شود.
نبود حمایت بیمهای مناسب باعث شده است بسیاری از کودکان روند درمان را نیمهکاره رها کنند و با عقبماندگیهای جدی آموزشی و اجتماعی مواجه شوند.
فشار مالی همچنین باعث افزایش اضطراب و استرس والدین میشود و سلامت روان خانوادهها را تهدید میکند. بسیاری از والدین میگویند که تحمل این شرایط به مراتب دشوارتر از خود بیماری فرزندشان است.
بدون حمایت مالی و بیمهای مؤثر، درصد زیادی از کودکان مبتلا به اوتیسم از درمان و توانبخشی محروم خواهند بود و این وضعیت میتواند تبعات بلندمدت اجتماعی و اقتصادی گستردهای داشته باشد.
ناکارآمدی بیمهها و مسئولیت دولت
سیاستهای بیمهای در ایران عملاً درمان کودکان مبتلا به اوتیسم را پوشش نمیدهند.
خانوادهها مجبورند هزینههای سرسامآور جلسات توانبخشی خصوصی را از جیب بپردازند و بیمهها به صورت ناقص و غیرمستمر خدمات را پوشش میدهند.
تعرفه هر جلسه توانبخشی خصوصی نزدیک به ۵۰۰ هزار تومان است و هر کودک نیازمند حداقل ۲۵ جلسه در ماه است.
هزینه درمانهای دندانپزشکی و بیهوشی نیز رقم مشابهی دارد و این فشار مالی خانوادهها را به حد بحران رسانده است.
این ناکارآمدی نشان میدهد که دولت ایران و نهادهای بیمهای هیچ برنامه عملیاتی برای حمایت از کودکان مبتلا به اوتیسم ندارند و خانوادهها به حال خود رها شدهاند.
کارشناسان تأکید میکنند که بدون اصلاح سیاستهای بیمهای و تخصیص بودجه کافی، وضعیت درمان کودکان هر روز بحرانیتر خواهد شد و نابرابری در دسترسی به خدمات افزایش مییابد.
کودکان مبتلا به اوتیسم و کمبود مراکز تخصصی
یکی از بزرگترین مشکلات کودکان مبتلا به اوتیسم در ایران، کمبود مراکز تخصصی و درمانگران حرفهای است.
ظرفیت مراکز موجود بسیار محدود است و نمیتواند پاسخگوی نیاز واقعی کشور باشد. بسیاری از کودکان در انتظار دریافت خدمات هستند و خانوادهها با نگرانیهای شدید مواجهاند.
علاوه بر کمبود مراکز، متخصصان آموزشدیده برای کار با کودکان اوتیسم بسیار اندک هستند.
در حوزه بزرگسالان مبتلا به اوتیسم نیز برنامه حمایتی و درمانگر تخصصی وجود ندارد و دولت هیچ سیاست مشخصی برای این گروه تعریف نکرده است.
علاوه بر کمبود مراکز، متخصصان آموزشدیده برای کار با کودکان اوتیسم بسیار اندک هستند.
در حوزه بزرگسالان مبتلا به اوتیسم نیز برنامه حمایتی و درمانگر تخصصی وجود ندارد و دولت هیچ سیاست مشخصی برای این گروه تعریف نکرده است.
مراکز خصوصی توانبخشی نیز به دلیل هزینههای بالای خدمات، دسترسی اکثر کودکان را محدود کردهاند و بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم همچنان بدون درمان مناسب باقی میمانند.
برنامههای ملی و ناکارآمدی سیاستهای دولتی
برنامه ملی اوتیسم که در سال ۱۴۰۲ تدوین شد، امیدهایی برای حمایت از کودکان مبتلا به اوتیسم ایجاد کرد، اما این برنامه تاکنون متوقف شده است.
توقف اجرای برنامه نشان میدهد که دولت ایران هنوز اولویت واقعی برای حمایت از این کودکان قائل نیست.
نبود بودجه کافی، پوشش بیمهای ناقص و فقدان سیاستهای اجرایی عملی، خانوادهها را تحت فشار شدید مالی و روانی قرار داده است.
بسیاری از والدین از بیتوجهی مسئولان گلهمند هستند و معتقدند دولت تنها شعار حمایت میدهد اما عمل نمیکند
افزایش آگاهی عمومی و آموزش جامعه درباره اوتیسم میتواند فشار روانی خانوادهها را کاهش دهد و پذیرش اجتماعی این کودکان را ارتقا دهد، اما بدون اقدامات عملی دولت، هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد.
تنها با ترکیب حمایت دولتی، اصلاح سیاستهای بیمهای، توسعه مراکز تخصصی و اجرای برنامههای ملی، میتوان به بهبود وضعیت درمان و زندگی کودکان مبتلا به اوتیسم امیدوار بود و شرایطی عادلانه برای رشد و توسعه آنها فراهم کرد.
