واکسن یونیسف در ایران وارد شد؛ نشانهای روشن از نیاز فوری کشور به حمایت بینالمللی در سادهترین امور سلامت عمومی. این اقدام بار دیگر ناتوانی نهادهای داخلی در تأمین واکسنهای حیاتی برای کودکان را در معرض دید قرار داد و نشان داد که سلامت عمومی بدون مداخله خارجی دیگر ممکن نیست.
بحران تأمین واکسن؛ یونیسف به جای وزارت بهداشت
سالهاست که مسئولان وعده خودکفایی دارویی و سلامت همگانی را تکرار میکنند، اما واکسن یونیسف در ایران تصویر واقعیتری از اوضاع را نشان میدهد.
وقتی یونیسف دو محموله واکسن حیاتی برای کودکان ایرانی ارسال میکند، باید پرسید دولت دقیقاً چه نقشی دارد.
در تاریخ 8 مرداد، یک میلیون و 250 هزار دوز واکسن پنوموکوک از سوی یونیسف وارد ایران شد.
چند روز بعد، در 12 مرداد نیز 465 هزار دوز واکسن پنجگانه توسط همین سازمان بینالمللی تحویل ایران شد. این آمارها تنها بخشی از واقعیت وابستگی کشور به نهادهای خارجی است.
واکسن یونیسف در ایران، به روشنی نمایانگر خلأ بزرگ در تأمین و تولید داخلی واکسنهای اساسی است. اگر وزارت بهداشت توانمند بود، آیا نیازی به دخالت یونیسف باقی میماند؟
رسانههای حکومتی تلاش میکنند نقش یونیسف را کمرنگ جلوه دهند، اما ورود واکسن یونیسف در ایران با این حجم گسترده، دیگر قابل پنهانکردن نیست.
فروپاشی اعتماد جهانی؛ واکسن یونیسف در ایران نماد بحران است
واکنش افکار عمومی به خبر ورود واکسن یونیسف در ایران، بیش از هر چیز به دلیل ماهیت آن بود؛ اعتماد جهانی به ساختار سلامت ایران زیر سؤال رفته است.
وقتی حتی واکسنهای روتین باید از سوی سازمان ملل تأمین شود، دیگر چه اعتمادی برای جامعه جهانی باقی میماند؟
واکسنی که باید در داخل تولید شود، حالا از خارج وارد میشود و این یعنی عملاً اعتراف به شکست.
واکسن یونیسف در ایران، به شکلی غیرمستقیم اعلام میکند که ساختار حکومتی حتی در تأمین سلامت نوزادان هم ناکام مانده است.
نظامی که روزی مدعی صادرات واکسن به دیگر کشورها بود، حالا باید برای نیازهای اولیه از سازمانهای بینالمللی درخواست کند. آیا این نشانه سقوط نیست؟
اعلام یونیسف مبنی بر تداوم ارسال واکسنهای جدید به ایران، از جمله واکسن روتاویروس، تأیید دیگری است بر اینکه بحران اعتماد نسبت به توان داخلی، به سطح جهانی رسیده است.
دولت کجاست؟ یونیسف مسئول واکسیناسیون شده
یکی از نکات قابل توجه در ماجرای واکسن یونیسف در ایران، نظارت کامل این سازمان بر روند توزیع و تزریق واکسنهاست.
این بدان معناست که نهادهای داخلی حتی در اجرای برنامه واکسیناسیون هم کنار گذاشته شدهاند.
یونیسف از لحظه ورود واکسنها تا زمان تزریق به کودکان، تمام مراحل را زیر نظر دارد. آیا چنین وضعیتی در کشوری که ادعای استقلال دارد، پذیرفتنی است؟
واکسن یونیسف در ایران ثابت میکند که حتی ابتداییترین ساختارهای اجرایی نیز از کنترل خارج شدهاند.
اگر نظارت، تأمین، حمل و تزریق همه با سازمانهای خارجی است، نقش نهادهای داخلی چیست؟ مگر نه اینکه این وظایف اساساً باید برعهده دولت باشد؟
واکسن یونیسف در ایران فقط یک اقدام بهداشتی نیست، بلکه سندی زنده است از بیکفایتی نهادی که باید حافظ سلامت عمومی باشد اما تنها تماشاگر شده است.
کودکان قربانی ناتوانی سیستم؛ سکوت در برابر وابستگی
در تمام این مدت، واکسن یونیسف در ایران بهعنوان یک خبر رسمی تنها از سوی این نهاد بینالمللی منتشر شده است.
مقامات داخلی نهتنها از ورود این واکسنها خبر ندادند، بلکه درباره دلایل این وابستگی نیز سکوت کردهاند.
سکوتی که خود گویای بحران است. چطور میتوان در برابر کمکهای بشردوستانهای که سلامت میلیونها کودک را تأمین میکند، بیتفاوت بود؟ واکسن یونیسف در ایران باید موضوعی ملی باشد، نه خبری حاشیهای.
کودکانی که امروز واکسن دریافت میکنند، به لطف سازمانی است که دولتها باید خجالت بکشند از اینکه جای خالی آن را پر میکند. واکسن یونیسف در ایران، بار دیگر نشان داد که مردم تنها ماندهاند.
این وضعیت نه موقتی است و نه استثنایی؛ بلکه نتیجه سالها سوءمدیریت و وعدههای توخالی است که حالا هزینهاش را کودکان این سرزمین میپردازند.
