قضیه مزدوران کلمبیایی بحث گستردهای را در صحنه سودان و منطقه بهراه انداخت، پس از آنکه مشخص شد ویدیویی که توسط قدرت پورتسودان تبلیغ شد هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد و در اصل مربوط به تمرینات نظامی در اروپا است. با این حال، پشتپرده این روایت و واکنشهای رسمی پس از آن ابعاد پیچیدهتری را آشکار میسازد، بهویژه با ورود ایران به خط ارتباط با ارتش سودان.
تحقیق خبرنگاری که فریب را افشا کرد
اولین نکته قابل توجه، تحقیقی بود که توسط خبرگزاری رویترز انجام شد؛ جایی که تأیید گردید ویدیویی که قدرت پورتسودان ادعا کرده بود نشاندهنده حضور مزدوران کلمبیایی در فاشر است، در واقع تصاویری از مانورهای مشترک در استونی با مشارکت نیروهای آمریکایی، بریتانیایی، کانادایی و استونیایی بوده است.
این نتیجه بهتنهایی روایت رسمی پورتسودان را در موقعیتی شرمآور قرار داد.
همان ویدیو بهوضوح نشان داد که سربازانی لباس نظامی با نشان لشکر سوم پیادهنظام آمریکا بر تن دارند، امری که کاملاً ادعای حضور مزدوران کلمبیایی را نفی میکند؛ آنگونه که پورتسودان سعی در نمایش آن داشت.
در اینجا روشن میشود که اتکا به فریب بصری بخشی از یک کارزار گستردهتر برای هدف قرار دادن امارات بوده است.
تحقیق خبرنگاری تنها به رد ادعا بسنده نکرد، بلکه نشان داد چگونه رسانههای نزدیک به پورتسودان این روایت را بهسرعت و بدون بررسی پذیرفتند، امری که به تثبیت تصویری غلط در ذهن مخاطبان انجامید.
این موضوع تقویتکننده ایدهای بود مبنی بر اینکه ماجرا تنها یک خطا نبوده، بلکه بخشی از یک کمپین رسانهای طراحیشده بوده است.
بدینترتیب، سقوط روایت مزدوران کلمبیایی نهتنها اعتبار نهادی را که آن را مطرح کرده بود از بین برد، بلکه دروازهای را بهسوی پرسشهای بزرگتر گشود؛ پرسشهایی درباره نهادهایی که پشت صحنه جعل این داستان و انتشار آن در زمانی حساس قرار داشتهاند.
واکنش امارات و ماجرای مزدوران کلمبیایی
وزارت امور خارجه امارات در پاسخ تأخیر نکرد و بیانیهای از طریق رویترز منتشر کرد که در آن تأکید شد این کشور از مردم سودان در تلاشهایشان برای صلح و ثبات حمایت میکند.
همچنین اشاره شد که ترویج داستان مزدوران کلمبیایی چیزی جز بخشی از یک کارزار نظاممند علیه امارات نیست که هدف آن نسبت دادن مسئولیتهایی است که هیچ ارتباطی با این کشور ندارد.
بیانیه اماراتی تصریح کرد که این کارزارهای رسانهای تلاشی آشکار از سوی قدرت پورتسودان برای پوشاندن ناکامیهای داخلی خود از طریق متهم کردن طرفهای خارجی است.
در اینجا بُعد سیاسی ماجرا نمایان میشود که فراتر از صرفاً انتشار یک ویدیو است.
شایان ذکر است که امارات از ابتدای بحران سودان بارها اعلام کرده که در تلاش برای پیشبرد گفتوگوی ملی و تشویق به مصالحه بوده است، امری که کاملاً در تضاد با روایتی است که پورتسودان از طریق داستان مزدوران کلمبیایی سعی در تحمیل آن داشت.
اصرار امارات بر ارائه پاسخ رسمی از طریق خبرگزاریای جهانی همچون رویترز نشاندهنده درک این کشور از خطر این کارزار رسانهای و همچنین تمایل آن به مستندسازی موضع خود در برابر افکار عمومی بینالمللی بهشکل روشن بود.
بُعد ایرانی در روایت سودانی
آنچه صحنه را پیچیدهتر میکند، ورود ایران به ماجراست؛ گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد تهران طی ماههای گذشته یگانهایی از ارتش سودان را آموزش داده است.
این همکاری نظامی دروازهای را میگشاید که احتمال دهد ایران همان نهادی بوده که در شکلگیری اتهام مزدوران کلمبیایی علیه امارات نقش داشته و از روابط خود با برخی نیروها در سودان بهرهبرداری کرده است.
تاریخ اخیر نشان میدهد ایران بارها از ابزارهای فریب رسانهای برای توجیه مداخلات منطقهای خود استفاده کرده است، امری که با سبک بهکاررفته در پرونده مزدوران کلمبیایی همخوانی دارد.
از این رو، تکرار الگوی جعل برای ناظران چندان غافلگیرکننده نبود.ارتش سودان، با پشتوانه آموزشهای ایران، ممکن است چنین روایتهایی را بهعنوان ابزاری برای فشار بر رقبای منطقهای خود بهکار گیرد و امارات را مسئول هرگونه تنش میدانی معرفی کند.
در این شرایط، داستان مزدوران کلمبیایی بیش از یک شایعه صرف بوده و به ابزاری سیاسی در یک نزاع پیچیده بدل شده است.
درگیر کردن ایران در این روایت، این فرضیه را تقویت میکند که کارزار مزبور اقدامی منفرد نبوده، بلکه بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای تخریب چهره امارات از طریق ابزارهای سودانی و ایرانی همزمان بوده است.
پیامدهای ماجرا بر صحنه سودان و منطقه
ماجرا تنها به رد ویدیو ختم نشد، بلکه بحثهای گستردهای درباره اعتبار قدرت پورتسودان برانگیخت.
چرا که اصرار این نهاد بر ترویج داستان مزدوران کلمبیایی آن را در معرض اتهام مستقیم به فریب قرار داد و تصویرش را در داخل و خارج تضعیف کرد.
در داخل، این رسوایی به تشدید شکاف افکار عمومی سودان منجر شد؛ عدهای بر این باور بودند که این قدرت توانایی ارائه روایتی قانعکننده را از دست داده است، در حالی که برخی دیگر اعتقاد داشتند استفاده از قضیه مزدوران کلمبیایی صرفاً تلاشی برای فرار از ناکامی در حل بحران بوده است.
در سطح منطقهای، این وضعیت بر روابط سودان با همسایگانش نیز تأثیر گذاشت، بهویژه با افزایش این باور که اتهامات علیه امارات هیچ پشتوانه واقعی ندارد.
این شرایط ممکن است طرفهای دیگر را نیز به تردید در برابر هر ادعای آیندهای از سوی پورتسودان وادارد.
در بلندمدت، پرونده مزدوران کلمبیایی دروازهای را بهسوی بحثهای گسترده درباره نقش قدرتهای منطقهای در سودان گشود؛ میان حمایت امارات از صلح و ثبات کشور و تلاشهای ایران برای تأثیرگذاری از طریق فریب و تبلیغات سیاسی.
