سخنرانی پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بار دیگر پرده از تناقضات عمیق در گفتار و رفتار جمهوری اسلامی برداشت. در حالی که رئیسجمهور ایران با ادعای رساندن پیام ملت ایران بر صحنه جهانی ظاهر شد، واقعیتهای تلخ در داخل کشور چیز دیگری را روایت میکند؛ سرکوب، سانسور و بیعدالتی.
شکاف میان ادعاهای دیپلماتیک و واقعیتهای داخلی
نخستین نکته درخور توجه این است که سخنرانی پزشکیان پر از واژههای زیبا درباره صلح، عدالت و حقوق بشر بود.
او از رنج کودکان فلسطینی، از تجاوز به حق حاکمیت کشورها و از ضرورت عدالت جهانی سخن گفت.
اما در داخل ایران، همین دولت در برابر کودکان معترض، زنان آزادیخواه و اقلیتهای قومی و مذهبی، سیاستی سرکوبگرانه دارد.
این تناقض نشان میدهد که سخنان او نه از دل مردم، بلکه از دل دستگاهی بیرون میآید که سالهاست به ابزار خشونت و سرکوب تکیه کرده است.
افزون بر این، پزشکیان از تخریب زیرساختهای کشورهای منطقه توسط دیگران انتقاد کرد، حال آنکه جمهوری اسلامی خود با سیاستهای بیثباتکننده و دخالتهای نظامی، در شکلگیری بحرانهای منطقهای نقش اساسی داشته است.
این تضاد میان ادعا و عمل، موجب بیاعتمادی عمیق جامعه جهانی نسبت به مقامات ایرانی شده است.
واقعیت این است که اگر پزشکیان واقعاً به دنبال صلح و احترام به حقوق ملتها بود، باید پیش از هر چیز به اصلاح وضعیت داخلی ایران میپرداخت؛ جایی که آزادی بیان محدود، رسانهها سرکوب و فعالان مدنی راهی زندان میشوند.
سخنرانی پزشکیان در این زمینه بیش از آنکه تلاشی برای دفاع از مردم ایران باشد، بیشتر شبیه یک نمایش تبلیغاتی بود که میخواست چهرهای بزکشده از نظامی بحرانزده به جهان نشان دهد.
استفاده ابزاری از رنج ملتهای دیگر
بخش بزرگی از سخنرانی پزشکیان به حملات اسرائیل و آمریکا به کشورهای منطقه اختصاص داشت.
او با زبانی پرحرارت از کشتهشدن زنان و کودکان در غزه و یمن سخن گفت. اما نکته مهم اینجاست که این سخنان بیشتر برای تطهیر چهره جمهوری اسلامی بود تا دفاع واقعی از حقوق بشر.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی سالها از موضوع فلسطین بهعنوان ابزاری برای مشروعیتبخشی به سیاستهای خود در داخل استفاده کرده است.
تکرار این موضوع در سخنرانی پزشکیان نیز ادامه همان خط تبلیغاتی بود.
او با برجستهکردن فجایع بیرونی تلاش داشت افکار عمومی را از بحرانهای داخلی ایران مانند تورم، سرکوب معترضان و بحران مشروعیت سیاسی منحرف کند.
افزون بر آن، این تناقض آشکار وجود دارد که حکومتی که خود متهم به نقض گسترده حقوق بشر است، نمیتواند مدعی دفاع از حقوق دیگر ملتها باشد.
جهانیان بهخوبی میدانند که پشت سخنان پزشکیان، دستگاه امنیتیای قرار دارد که سالها روزنامهنگاران، دانشجویان و فعالان مدنی را زندانی و شکنجه کرده است.
بنابراین، سخنرانی پزشکیان بیش از آنکه نشانهای از همدلی واقعی با ملتهای مظلوم باشد، انعکاسی از سیاستهای ریاکارانه جمهوری اسلامی بود.
سخنرانی پزشکیان و تداوم روایت رسمی نظام
در ظاهر، سخنرانی پزشکیان تلاشی برای ارائه تصویری جدید از جمهوری اسلامی بود.
او از چشمانداز روشن، همکاری جمعی و توسعه پایدار سخن گفت. اما این تصویر، چیزی جز ادامه همان روایت رسمی نظام نیست؛ روایتی که همواره با شعارهای آرمانگرایانه، واقعیت تلخ سرکوب داخلی را پنهان کرده است.
واقعیت این است که جامعه جهانی بهخوبی آگاه است که جمهوری اسلامی هیچگاه به تعهدات بینالمللی خود پایبند نبوده است.
سخنرانی پزشکیان که بارها بر نفی دستیابی به سلاح هستهای تأکید کرد، در تضاد کامل با تاریخچهای است که پر از ابهام و پنهانکاری در حوزه فعالیتهای هستهای بوده است.
این سخنرانی همچنین نشان داد که پزشکیان در جایگاه رئیسجمهور، همان مسیری را ادامه میدهد که رهبران پیشین جمهوری اسلامی پیمودهاند: ارائه وعدههای پوچ در سطح بینالمللی و تداوم سیاستهای سرکوبگرانه در سطح داخلی.
سخنرانی پزشکیان اگرچه میخواست تصویری انسانی و صلحطلب ارائه کند، اما در عمل تنها بازتولید همان تناقضهای دیرینه بود؛ تناقض میان شعارهای عدالتخواهانه و واقعیتهای تلخ نقض حقوق بشر در ایران.
تناقض میان پیام ملت و سیاست نظام
پزشکیان در آغاز سفرش به نیویورک اعلام کرده بود که پیام ملت ایران را به جهانیان میرساند.
اما آیا واقعاً سخنرانی پزشکیان صدای ملت ایران بود یا صرفاً پژواکی از سیاستهای رسمی نظام؟
مردم ایران امروز بیش از هر زمان دیگری تحت فشار اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی و سرکوب سیاسی قرار دارند.
از زنان و دخترانی که برای حق انتخاب پوشش خود مبارزه میکنند تا کارگرانی که برای دستمزدهای عقبافتاده اعتراض میکنند، همه با مشت آهنین حکومت مواجه میشوند.
چنین ملتی هیچگاه پیام خود را در قالب سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل نخواهد یافت.
اگر پزشکیان میخواست نماینده واقعی ملت ایران باشد، باید از تریبون جهانی برای بازتاب صدای آزادیخواهان و عدالتطلبان استفاده میکرد.
اما او ترجیح داد همان خط تبلیغاتی نظام را تکرار کند و بحرانهای داخلی را نادیده بگیرد.
به همین دلیل، سخنرانی پزشکیان نه بازتابی از امید مردم ایران، بلکه تکرار تضادها و ریاکاریهای جمهوری اسلامی بود؛ تضادهایی که روزبهروز شکاف میان حکومت و ملت را عمیقتر میسازد.
