زلزله همدان بار دیگر پرده از واقعیتی تلخ برداشت؛ در کشوری که هر روز حادثهای طبیعی رخ میدهد، مردم نه تنها پناهی ندارند بلکه زیر بار بیتوجهی و بیکفایتی حکومت له میشوند. آنچه بیش از لرزش زمین جانها را میلرزاند، بیاعتنایی مسئولانی است که تنها به سرکوب و فشار مردم فکر میکنند و نه به امنیت و آرامش آنان.
بحران همیشگی زلزله همدان و نبود مدیریت کارآمد
زلزله همدان نشان داد که حوادث طبیعی در ایران به جای آنکه با برنامهریزی دقیق مدیریت شوند، به یک فاجعه اجتماعی تبدیل میشوند.
در حالی که کشورهای دیگر با تقویت زیرساختها و آموزشهای عمومی، آسیبپذیری را کاهش دادهاند، در ایران هر زلزلهای به کابوس مردم بدل میشود.
حکومت به جای سرمایهگذاری در ایمنی شهری، تمام توان خود را صرف دستگاههای امنیتی و سرکوب کرده است.
زلزله همدان هشداری بود که مسئولان بار دیگر نادیده گرفتند. هیچ طرحی برای مقاومسازی خانهها وجود ندارد و حتی کوچکترین زلزله، روستاها و شهرها را به ویرانهای بالقوه بدل میکند.
مردم تنها با دستان خالی و ترس عمیق، در انتظار فاجعه بعدی هستند.
این بیکفایتی حکومت، نه یک اتفاق، بلکه روندی تکراری است.
از زلزله بم تا کرمانشاه و حالا زلزله همدان، همگی شاهدی بر سیاستی هستند که جان مردم در آن هیچ ارزشی ندارد.
نتیجه روشن است: زلزله همدان تنها یک زمینلرزه نبود، بلکه نمادی از حکومتی است که برای رنج مردم ارزشی قائل نیست.
اولویت حکومت: قمع مردم، نه حفاظت از جانها
وقتی زلزله همدان خانهها را لرزاند، مردم به جای دیدن امدادرسانی سریع، با سکوت و بیتوجهی مسئولان روبهرو شدند.
در همان زمان که خانوادهها در خیابانها لرزان و بیپناه مانده بودند، حکومت مشغول تبلیغ برنامههای سیاسی و امنیتی خود بود.
چگونه ممکن است حکومتی که میلیاردها خرج نیروهای سرکوب میکند، برای مقاومسازی مدارس و بیمارستانها هیچ بودجهای نداشته باشد؟
زلزله همدان نشان داد که اولویت اصلی نه نجات مردم، بلکه حفظ قدرت است.
این سیاست ظالمانه باعث شده مردم در هر حادثهای احساس کنند کاملاً تنها هستند.
زلزله همدان تنها یک نمونه است؛ هر بار که حادثهای رخ میدهد، حکومت همان پاسخ همیشگی را میدهد: بیتوجهی، وعدههای توخالی و رها کردن مردم در رنج.
مردم ایران بهخوبی میدانند که این چرخه تکراری است. آنها از زلزله همدان درک کردند که برای حکومت، جانشان هیچ ارزشی ندارد.
تکرار تلخ زلزله همدان در سایه فساد و بیمسئولیتی
زلزله همدان یادآور شد که فساد ساختاری چگونه زندگی میلیونها ایرانی را تهدید میکند.
پیمانکارانی که با رانت و ارتباط سیاسی پروژهها را میگیرند، ساختمانهایی میسازند که با یک لرزش کوچک فرو میریزند.
این فساد، نتیجه مستقیم بیتوجهی حکومتی است که نظارت واقعی وجود ندارد.
اين زلزله بار دیگر این سؤال را مطرح کرد: چرا هر بار مردم باید قربانی بیمسئولیتی و فساد شوند؟
هیچ پاسخ شفافی از سوی مسئولان داده نمیشود. آنها با آمار و ارقام ساختگی، تنها به دنبال سرپوش گذاشتن بر واقعیتاند.
تجربه نشان داده که وعدههای بعد از هر زلزله عملی نمیشوند.
زلزله همدان نیز در همین مسیر قرار دارد: چند بازدید نمایشی، چند سخنرانی، و سپس فراموشی مطلق.این تکرار تلخ، باعث شده اعتماد مردم به صفر برسد.
اين زلزله نه فقط یک حادثه، بلکه نمادی از فساد و سقوط اخلاقی در حکومتی است که هیچ مسئولیتی نمیپذیرد.
مردم در سایه زلزله همدان؛ رنجی که پایان ندارد
زلزله همدان بار دیگر مردمی را نشان داد که در برابر حوادث طبیعی بیپناه رها شدهاند.
خانوادههایی که خانههایشان آسیب دیده، هیچ امیدی به دریافت کمک ندارند.
در حالی که کشورهای دیگر در چنین شرایطی با سرعت کمکرسانی میکنند، در ایران مردم مجبورند با ترس و اضطراب شب را به صبح برسانند.
این رنج تنها به امروز محدود نمیشود. زلزله همدان آغازگر هفتهها و ماهها سختی برای هزاران خانواده است.
از دست دادن خانه، بیکاری، مشکلات روانی و بیاعتمادی به آینده، همه پیامدهای مستقیم این بیتوجهی حکومتی هستند.
مردم در زلزله دریافتند که صدای آنها شنیده نمیشود. رسانههای وابسته به حکومت نیز یا سکوت کردند یا با بیاهمیتی خبر را پوشش دادند.
نتیجه روشن است: رنج مردم پایانی ندارد، زیرا حکومتی که باید حامی آنان باشد، تنها به حفظ قدرت و ادامه سرکوب میاندیشد.
زلزله همدان نه آخرین زلزله است و نه آخرین بار که مردم قربانی بیتوجهی میشوند.
