قتل علیرضا سلمانی، جوان ۲۷ ساله ایرانی، در جریان مرحله اول اعتراضات در شهر اندیشه، خشم و جنجال زیادی را برانگیخت، و در این میان روایتهای تکاندهندهای از تیراندازی مستقیم و دشواریهای طاقتفرسایی که خانوادهاش برای بازیابی و تحویل جسد او با آن مواجه بودند، منتشر شد. مرگ او نه تنها نشاندهنده از دست دادن یک مرد جوان و تحصیلکرده در اوج زندگیاش است، بلکه جنبهای دردناک از نحوه برخورد نیروهای امنیتی با اعتراضات و رنج عمیق انسانی وارده به خانوادههای قربانیان را نیز آشکار میکند.
قتل علیرضا سلمانی
مرحله اول اعتراضات در شهر اندیشه شاهد وقایع خونینی بود، که مهمترین آنها کشته شدن علیرضا سلمانی، جوان ۲۷ ساله ایرانی، به ضرب گلوله بود. علیرضا، مهندسی که تحصیلات دانشگاهی و خدمت سربازی خود را به پایان رسانده و مشغول به کار بود، به همراه دوستانش در تظاهرات شرکت کرده و شعار میداد که نیروهای امنیتی با گلولههای جنگی به سمت او آتش گشودند. او مورد اصابت چهار گلوله مرگبار قرار گرفت و اندکی پس از آن، با وجود تلاشها برای نجاتش، درگذشت.

این تراژدی با تیراندازی پایان نیافت. قتل علیرضا سلمانی، رنج عمیق انسانی که خانوادهاش پس از درگذشت او متحمل شدند را آشکار کرد. پس از انتقال به خانه و سپس انتقال سریع به بیمارستان، او پیش از رسیدن به بیمارستان درگذشت. این آغاز جستجوی دردناک برای یافتن جسد او در میان صدها جسد در سردخانه کهریزک بود. این مصیبت، زخم روانی عمیقی بر مادرش گذاشت، که دچار فروپاشی روانی شد و از حال رفت، و بارها فریاد زد که پسرش به ناحق کشته شده است و خواستار شنیده شدن صدای خانواده و آشکار شدن حقیقت شد.
تأثیر روانی و انسانی
قتل علیرضا سلمانی تأثیر روانی عمیقی بر خانوادهاش، به ویژه مادرش، گذاشت که دچار شوک شدیدی شد که روزها ادامه داشت. به گفته نزدیکان او، او بارها هوشیاری خود را از دست داد و هر بار که هوشیاری خود را به دست میآورد، بدون اینکه بتواند خبر مرگ پسرش را درک کند، درباره او سوال میکرد و دوباره غش میکرد. این تکرار دردناک، عمق آسیب روانی او را نشان میدهد، زیرا فقدان ناگهانی به حالت انکار و فروپاشی تبدیل شد که با گریه شدید، فریاد و ابراز درماندگی و بیعدالتی همراه بود، همه در غیاب هرگونه حمایت روانی یا بشردوستانه واقعی از خانواده.

در سطح انسانی، خانواده تجربهای دلخراش و تحقیرآمیز را در جستجوی و دریافت جسد پسرشان متحمل شدند که زخمهای آنها را عمیقتر و رنج آنها را تشدید کرد. خانواده مجبور شدند در میان صدها جسد در سردخانه کهریزک، در میان فضایی که به عنوان فضایی وحشتناک توصیف شده است، جستجو کنند و اثری فراموشنشدنی بر خاطرات خود به جا بگذارند.
برای آنها، قتل علیرضا سلمانی صرفاً یک وداع آخر نبود، بلکه شوک دیگری بود که احساس امنیت و کرامت انسانی آنها را در هم شکست. سخنان مادر، که در آن گفت احساس گروگان بودن میکنند، به بیان واقعی وضعیت بسیاری از خانوادههایی تبدیل شد که در ترس و سکوت اجباری زندگی میکنند و منتظرند کسی صدایشان را برساند و خواستار عدالت و به رسمیت شناختن رنجهایشان شود.
مطالعه بيشتر : کارمند هلال احمر کشته شد.. اعتراضات ایران به فاجعه تبدیل شد
واکنش حقوق بشر

قتل علیرضا سلمانی محکومیت گسترده سازمانهای حقوق بشری محلی و بینالمللی را در پی داشت. برخی از این سازمانها آن را نمونهای از «سرکوب بیش از حد معترضان مسالمتآمیز» توصیف کردند و از مقامات ایرانی خواستند تا شرایط تیراندازی را بررسی کرده و مسئولان مرگ او را پاسخگو قرار دهند. آنها همچنین بر لزوم تضمین امنیت معترضان، پایان دادن به همه تخلفات علیه غیرنظامیان تأکید کردند و حق خانوادهها را برای دسترسی به حقیقت و دریافت اجساد عزیزانشان به شیوهای انسانی تأیید کردند و آنچه اتفاق افتاده را نقض آشکار قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی حقوق بشر دانستند.
