خبر قتل فجیع سولماز عباسی، مربی والیبال در ارومیه، بار دیگر توجه افکار عمومی را به مسئله خشونت خانگی علیه زنان در ایران جلب کرده است. این حادثه در شرایطی رخ داده که جامعه هنوز در شوک قتلهای اخیر زنان بهسر میبرد.
انگیزههای پنهان در قتل دلخراش سولماز عباسی
نحوه قتل سولماز عباسی با ضربات چاقو در دفتر یک وکیل، این احتمال را مطرح کرده که ماجرا فراتر از یک مشاجره خانوادگی ساده بوده است. پلیس اعلام کرده که تحقیقات همچنان ادامه دارد و هنوز انگیزه اصلی قتل مشخص نشده است.برخی منابع غیررسمی از اختلافات حقوقی میان سولماز و همسرش خبر دادهاند، که میتواند دلیل حضور آنها در دفتر وکیل باشد. این گمانهزنیها نشان میدهد که ممکن است درگیری طولانیمدت زمینهساز این جنایت شده باشد.
در حالی که خانواده قربانی هنوز واکنشی رسمی نشان ندادهاند، اما نزدیکان سولماز گفتهاند که او ماهها از همسرش جدا زندگی میکرده است. این نکته میتواند مؤید احتمال خشونتهای قبلی و ناتوانی در دریافت حمایت قانونی باشد.با توجه به موارد مشابه قبلی، نهادهای مسئول هنوز نتوانستهاند سازوکار مشخصی برای محافظت از زنان در برابر تهدیدات خانوادگی تدوین کنند. این ضعف ساختاری یکی از دلایل تکرار چنین فجایعی است.
قتلهای سریالی زنان در ایران
قتل سولماز عباسی در کنار قتل هانیه بهبودی پورامغان و الهه حسیننژاد، زنجیرهای از خشونت علیه زنان را به نمایش میگذارد. این حوادث تنها در عرض چند هفته رخ دادهاند و نگرانیها را نسبت به امنیت زنان افزایش دادهاند.قتل هانیه، ورزشکار و قهرمان مچاندازی، نمونهای دیگر از زنان موفقی است که قربانی خشونت خانوادگی شدهاند. این موارد نشان میدهد که موفقیت اجتماعی زنان نیز مانعی در برابر خشونت نیست.
الهه حسیننژاد نیز تنها به دلیل مراقبت از برادرش زودتر از محل کار خارج شد و هرگز به خانه بازنگشت. جسد او ۱۱ روز بعد پیدا شد، و همچنان ابهامات زیادی در پروندهاش وجود دارد.جامعه ایران با موجی از قتلهای زنانه مواجه شده است، که نشان میدهد خشونت خانگی دیگر یک مسئله فردی نیست بلکه بحرانی اجتماعی است که نیازمند پاسخ فوری است.
سکوت قانون و ناتوانی نهادهای مسئول
پرونده سولماز عباسی بار دیگر ضعف قوانین حمایتی از زنان را به تصویر کشید. در بسیاری از موارد، زنان پیش از وقوع فاجعه، بارها تهدید میشوند اما امکان واکنش حقوقی مؤثر برایشان فراهم نیست.قوانین موجود در ایران بیشتر از آنکه بازدارنده باشند، در مواردی حتی زمینهساز سوءاستفادههای بیشتر میشوند. برای مثال، روند پیچیده شکایت و نداشتن مکان امن برای زنان، اغلب آنها را از پیگیری حقوقی منصرف میکند.
نهادهای مسئول، از جمله بهزیستی، نیروی انتظامی و دستگاه قضایی، هنوز نتوانستهاند سامانهای منسجم برای مداخله در موارد خطر ایجاد کنند. این ناتوانی، فضای ناامنی را برای زنان گسترش میدهد.ماجرای قتل سولماز عباسی نه فقط یک جنایت شخصی، بلکه نمادی از شکست سازوکارهای قانونی و اجتماعی در محافظت از زنان است؛ موضوعی که نیاز به بازنگری فوری در قوانین دارد.
صدای خاموش ورزشکاران زن؛ سرنوشت سولماز عباسی و زنان بیپناه دیگر
سولماز عباسی نه تنها یک قربانی، بلکه نمایندهای از زنان ورزشکاری است که در سکوت، بار مشکلات شخصی را به دوش میکشند. با وجود موفقیت حرفهای، بسیاری از آنها در خانه با خشونت مواجهاند.ورزش زنان در ایران با محدودیتهای زیادی همراه است و زنانی مانند سولماز، برای رسیدن به موقعیت مربیگری، مسیر دشواری را طی میکنند. این موفقیتها اغلب با بهای سنگینی بهدست میآیند.
با این حال، هیچ سیستم حمایتی برای محافظت از این زنان وجود ندارد. آنها به دلیل جایگاه عمومیشان ممکن است کمتر از خشونتهای خانگی سخن بگویند. سکوت آنها، اغلب بهقیمت جانشان تمام میشود.قتل سولماز عباسی باید هشداری باشد برای نهادهای ورزشی و مسئولان حکومتی که مسئولیت مستقیم در حمایت از زنان فعال در عرصه ورزش دارند؛ پیش از آنکه باز هم فاجعهای مشابه تکرار شود.
