کبری سعیدی، نامی که در تاریخ سینمای ایران با نقشهای متفاوت، اشعار تاثیرگذار و تلاشهای هنریاش ثبت شده، این روزها با خبر درگذشت او دوباره بر سر زبانها افتاده است. زندگی او ترکیبی از شهرت، افتخار، رنج و تنهایی بود؛ سرنوشتی که پرده پایانیاش غمانگیزتر از آن چیزی شد که بسیاری انتظار داشتند.
آغاز راه در لالهزار و سینمای ایران
کبری سعیدی در نوجوانی وارد دنیای هنر شد و خیلی زود توانست جایگاه ویژهای برای خود دست و پا کند.
او در کافهها و تئاترهای لالهزار فعالیتش را آغاز کرد، جایی که برای بسیاری از هنرمندان آن دوره سکوی پرش به سینما محسوب میشد.
اولین تجربه سینمایی او با فیلم قیصر بود که نقشی بهیادماندنی برایش به ارمغان آورد.
با ایفای نقش در قیصر، کبری سعیدی نهتنها توجه سینمادوستان را جلب کرد بلکه دروازههای فرصتهای تازه را به روی خود گشود.
این فیلم به نوعی نقطه عطفی در کارنامه هنری او بود. پس از آن در فیلمهای تنگنا و صبح روز چهارم ظاهر شد و توانست با قدرت بازیگریاش نگاه منتقدان را هم جلب کند.
حضور او در جشنواره سپاس و دریافت تقدیر، اثباتی بر جایگاه تازهاش در سینما بود.
او از بازیگر نقشهای فرعی به هنرمندی بدل شد که میتوانست نقشهای متفاوت و عمیق را با قدرت ایفا کند.
این مسیر برای او شهرتی به همراه آورد که کمتر هنرمندی در آن دوره تجربه کرده بود.
اما در همین دوران، کبری سعیدی شروع به تجربه مسیرهای تازهای کرد.
او تنها به بازیگری قانع نشد و تصمیم گرفت دنیای هنر را با قلم و اندیشهاش نیز دنبال کند. همین انتخاب، زندگی او را به شکلی متفاوت از دیگر همدورهایهایش رقم زد.
کبری سعیدی؛ شاعر، نویسنده و فیلمساز
کبری سعیدی در کنار بازیگری به نوشتن شعر و داستان روی آورد و خیلی زود توانست مخاطبان تازهای پیدا کند.
اشعارش در نشریات معتبری چون آیندگان و کتاب جمعه منتشر میشد و نشان میداد که او تنها یک بازیگر نیست، بلکه صدای نسل تازهای از زنان هنرمند است.
در سال 1351، مجموعه شعر با تشنگی پیر میشویم منتشر شد. این کتاب یکی از شاخصترین آثار او در حوزه ادبیات بود.
هزینه انتشار کتاب را بهروز وثوقی تقبل کرد و طراحی جلد آن را امیر نادری انجام داد؛ نشانهای از جایگاه مهم کبری سعیدی در میان بزرگان هنر.
اما او به همین بسنده نکرد. در سال 1356، نخستین فیلم بلندش به نام مریم و مانی را ساخت.
این فیلم، یکی از معدود آثار پیش از انقلاب بود که کارگردان، نویسنده و قهرمان داستانش زن بود.
هرچند کیفیت تولید آن باعث شد سالها در محاق بماند، اما در نهایت در سال 1359 به نمایش درآمد.
کبری سعیدی با این آثار نشان داد که بهدنبال مرزگشایی در هنر است.
او میخواست زن در سینمای ایران تنها بازیگر نباشد، بلکه خالق و صاحبنظر نیز باشد.
این رویکرد او را به یکی از نخستین فیلمسازان زن ایران تبدیل کرد و نامش را در تاریخ ثبت نمود.
سالهای پس از انقلاب و افول زندگی
پس از انقلاب، شرایط برای بسیاری از هنرمندان تغییر کرد و کبری سعیدی نیز از این قاعده مستثنی نبود.
او دیگر نتوانست فعالیت پررنگی در سینما داشته باشد و بهنوعی از صحنه اصلی هنر کنار گذاشته شد.
همین مسئله او را به سمت فعالیتهای پراکنده سوق داد.مدتی در خارج از کشور، بهویژه در آلمان، زندگی کرد، اما سرانجام به ایران بازگشت.
بازگشتش بهجای آغاز دوباره، سرآغاز مشکلات تازهای بود. او در شهرهای مختلف ایران زندگی کرد و با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میزد.
کبری سعیدی در مقاطعی از زندگیاش حتی با بیخانمانی روبهرو شد. او خود گفته بود که به دلیل فقر شدید مجبور شده شبها را در پارکها بگذراند.
این اعتراف تلخ نشان میدهد که چگونه سرنوشت یک ستاره سینما میتواند به چنین وضعیتی ختم شود.
در سالهای پایانی، بیماری هم به سراغش آمد و شرایط زندگیاش را دشوارتر کرد.
او در ویدئوهایی که منتشر شد، از نداشتن بیمه و بیتوجهی کارگردانان نسبت به او گلایه کرده بود؛ ویدئوهایی که بسیاری را تحت تأثیر قرار داد.
پایانی غمانگیز بر زندگی کبری سعیدی
مرگ کبری سعیدی در 75 سالگی، پایانی غمانگیز برای زندگی پر فراز و نشیب او بود.
خبر درگذشت او ابتدا از طریق صفحه اینستاگرام منتسب به وی منتشر شد و موجی از اندوه را میان دوستدارانش به راه انداخت.
بسیاری از اهالی هنر با شنیدن این خبر به یاد روزهای اوج او در سینمای ایران افتادند.
نقشهایش در قیصر و دیگر فیلمها، هنوز در حافظه جمعی سینمادوستان زنده است.
اما این خاطرات شیرین با تلخی واقعیت زندگیاش در سالهای پایانی همراه شد.
پایان زندگی او یادآور سرنوشت بسیاری از هنرمندانی است که پس از سالها شهرت و محبوبیت، در تنهایی و فقر روزگار میگذرانند.
در مورد کبری سعیدی، این پایان بیش از هر چیز غمانگیز و ناعادلانه بود.
با مرگ او، سینمای ایران یکی از نخستین فیلمسازان زن خود را از دست داد.
اما نام و آثار کبری سعیدی همچنان باقی خواهد ماند؛ همانطور که شعرهایش هنوز از عطش و رنج سخن میگویند و فیلمهایش نشانهای از تلاشهای یک زن برای حضور متفاوت در هنر هستند.
