یوسف محمودزهی، نامی که بار دیگر پرده از بیعدالتی و بیرحمی در زندانهای جمهوری اسلامی برداشت. مرگ او نه تنها فقدانی برای خانواده و جامعه بلوچ است، بلکه سندی آشکار از سیاستهای سرکوبگرانهای است که سالها جان زندانیان بیدفاع را گرفته و همچنان ادامه دارد.
محرومیت عامدانه از درمان؛ سیاستی برای خاموش کردن صداها
یوسف محمودزهی در حالی جان باخت که بارها درخواست دسترسی به درمان و دیالیز داشت، اما مسئولان زندان آگاهانه او را از این حق محروم کردند.
این اقدام تنها یک سهلانگاری نبود، بلکه سیاستی حسابشده برای نابودی تدریجی زندانیان به شمار میرود.
جمهوری اسلامی بارها با تکرار این روش، مرگ تدریجی مخالفان و زندانیان سیاسی را رقم زده است.
یوسف محمودزهی و نماد اعدام خاموش
سرنوشت یوسف محمودزهی بازتاب همان چیزی است که فعالان حقوق بشری آن را اعدام خاموش مینامند.
او در زندان به بیماری کلیوی دچار شد، اما محرومیت از درمان باعث از کار افتادن کلیههایش شد.
انتقال دیرهنگام او به بیمارستان تنها برای ثبت لحظههای پایانی بود.
این روند نشان میدهد که مرگ زندانیان بیمار نه تصادفی، بلکه نتیجه ساختاری از بیتوجهی عمدی است.
اعتراض جامعه و بیمسئولیتی جمهوری اسلامی
مرگ پیاپی زندانیان در ماههای اخیر موجی از خشم در میان مردم و فعالان حقوق بشری برانگیخته است.
شهروندان در شبکههای اجتماعی با هشتگ محرومیت از درمان فریاد اعتراض سر دادند.
با این حال، جمهوری اسلامی همچنان مسئولیتی در قبال این مرگها نمیپذیرد و روایتهای رسمیاش را با تحریف و انکار همراه میسازد.
این بیتفاوتی ساختاری نشان میدهد که جان انسانها در زندانهای جمهوری اسلامی هیچ ارزشی ندارد.
